تجربه ششم – جلوی ضرر رو هر وقت بگیری منفعته . ۱۳۹۳/۰۷/۲۰

تجریه قبلی بیشتر در مورد انتخاب شریک و تیم بود . اواخر سال ۹۱ یه پیشنهاد کاری داشتم و چون در وضعیت بدی بودم ، مجبور شدم برم اونجا کار کنم وقتی اونجا رفتم بهنام و حسینم بردم اونجا . شرکت خودمون رو هم فقط دو تا بازاریابمون داشتند میگردوندند . خب معلوم بود که هیچ […]

تجربه پنجم – شریک, تیم, دوست ۱۳۹۳/۰۷/۰۵

تجربه قیلی بیشتر در مورد تغییراتی که در مورد نحوه فعالیت انجام دادیم بود. سال ۹۱ شروع شد . سالی که ناامیدی توش زیاد به چشم دیده میشد . روزهای اول سال گذشت . من و دامون یعنی شریکم به دلایلی همچون بی پولی , نبود برنامه برای آینده و انواع و اقسام بدهی ها […]

من هم کتاب خواندم. ۱۳۹۳/۰۶/۳۱

امروز برای من روز فوق العاده‌ای بود . چون تونستم برای اولین بار کتابی رو به جز کتابهای درسی بخونم و تموم کنم. اسم این کتاب “درود بر خودم” براساس اصول جک کنفیلد , تالیف و ترجمه جلال طحان از انتشارات هورمزد هستش .

چند نکته که باید در هنگام ساختن صف بدانید ۱۳۹۳/۰۶/۳۰

صف queue از مواردی هست که در برنامه نویسی خیلی مورد استفاده قرار میگیره , مثلا از موارد مورد استفاده صف میشه در ارسال ایمیل ، سیستم زمانبندی و اجرای یک مورد خاص ، یا ارسال sms در صورتی که تعداد بالا باشد و نمی خوایم کاربر رو منتظر نگه داریم اشاره کرد. کلا مواقعی که میخوایم کاری […]

شما موفق خواهید شد, چون بیشتر مردم تنبل هستند. ۱۳۹۳/۰۶/۲۸

تجربه چهارم – تغییر خوب است. ۱۳۹۳/۰۶/۲۵

در اینجا بودیم که سال ۸۹ تموم شد به تعدادی مشتری رسیدیم ولی این جوابگوی هزینه ها نبود . پست قبل اولین تغییر که فکر کردیم باید انجام بدیم تغییر ظاهر سایت پنل و رسمی تر کردن کار بود که این یه تغییر خوب بود.

بیایید ما هم متعهد شویم. ۱۳۹۳/۰۶/۲۱

من هم بعد از این دیدن پست صالح امینی که در صفحه فیسبوکش منتشر کرده بود . خواستم تا این عهد نامه را با این پست خودم امضا نموده باشم. همه ما میدونیم که بدون این که پشت هم باشیم  یه جمعه کارآفرینی یا نگیم کارآفرینی , بگیم یه جامعه بهتر و خوشحال نمیتونیم درست […]

تجربه سوم-همه می توانند بازاریاب شوند. ۱۳۹۳/۰۶/۱۹

  در ادامه پست قبل به اینجا میرسیم که حالا ۲۰ میلیون که هزینه کردیم رو چه جوری جبرانش کنیم. یعنی چه جوری پول در بیاریم . حدود بیست تا مشتری گیر آورده بودیم که خیلیاشون از آشنا ها بودند و حتی پول هم نداده بودند یا تخفیف بالایی داده بودیم , روزها همینجوری می […]

مبهم ۱۳۹۳/۰۶/۱۸

این روزها دایما دارم به صفحه سفیدی نگاه میکنم. صفحه افزودن پست برگه هدف هایم ادیتورم که البته سیاه است و خیلی چیزهای دیگر نگاه میکنم و در ذهنم خطوطی همانند خطوط روی دیواری که دراین عکس به آن نگاه می کنم رد می شوند. همه چیز مبهم است. زمان خواهد برد تا پر شوند […]

رویا و آرزوی من برای تبریزم ۱۳۹۳/۰۶/۱۷

بنا به درخواست بهروز بختیاری در این پستش که در مورد تبریز و جامعه حرفه ای اون بنویسیم , من هم به عنوان تبریزی میخوام آرزوی خودمو بنویسم. شاید آرزوی من تو سطح خودم باشه ولی از هیچ چی که بهتره . 🙂 بزارین اول کار یه آهنگ به اسم تبریز واستون پخش کنم بعد بگم […]